فرمول خفن ریاضی

فرمول خفن ریاضی

دختر چاق همسایه ای داشتیم به نام آزی جون که ریاضی رو مثه جغرافی حفظ می کرد و من همیشه به شاگردام می گفتم ریاضیات حِفسسس کردنی نیست که بشینی صبح تا شب فرمول خر بزنی نمونه ی بارزش هم آزی جون که در قالب خاطره ای عاقبت کار ریاضی حفظ کردن رو براتون بیان می کنم.

یه روز خواهرم سمانه اومد و بهم گفت : سامان آزی جون داره یه فرمول خفنِ ریاضی رو شب و روز تکرار می کنه این چیه منم مشتاقم یادش بگیرم آخه میگه خیلی فرمولِ خفنیه . با خودم گفتم آزی و فرمول خفن ریاضی ؟؟:) باشه بگو ، سمانه گفت : میگه   (باید با لفظی که سرکلاس برای بچه می گفتم این فرمول رو بخونید تا ریتم حفظ کردنش دستتون بیاد) نگاهی به سمانه انداختم و گفتم : فرمولِ خفنِ ریاضی ؟؟!!!!! این که ساده ترین فرمول مثلثاتِ و اینو که دیگه همه بلدن !!!! زحمت می کشه داره حفظش می کنه .. همینجوری می خواد کنکورم بده حتما اونم تجربی !!!!!  بی شک به کمتر از پزشکی هم قانع نیست دیگه ؟؟

فرمول خفن ریاضی

فرمول خفن ریاضی

از این داستان گذشت و آزی جونِ قصه ی ما کنکور تجربی شرکت کرد و یه رتبه ی فوق فضایی هم آورد و به همراه مادرش برای انتخاب رشته به مادر من که معلم بسیار توانایی بودن مراجعه کردند. مادرش رو به مادر من گفت : من نمی دونم دخترم چه رشته ای رو انتخاب کنه که با روحیاتش سازگار باشه سر همینه که اومدم از شما کمک بگیرم. مادرم نخواست دل مادر آزی جونو بشکونه و بگه با این رتبه هیچ دانشگاهی هیچ رشته ای قبول نمیشه چه برسه به حق انتخاب رشته ای متناسب با روحیاتش! سرهمین گفت : به نظرم دخترتون بمونه پشت کنکور و دوباره برای هدفش بخونه و کنکور شرکت کنه . مادر آزی ناراحت و شد و دخترش رو برد پیش یه مشاور کنکور و بعد از چند روز اومد سراغ ما و رو به مادرم گفت : دخترم رو پیش یه مشاور انتخاب رشته ی عالی بردم و براش یه انتخاب رشته ی عالی اونم با کامپیوتر انجام داد و حتی براش درصد قبولیش تو رشته ی پزشکی رو زده در حالی که شما گفتین شانسی برای قبولی تو رشته ی پزشکی نداره !!!!

مادرم با تعجب برگه ی انتخاب رشته رو گرفت و شروع به بررسیش کرد و دید بله درصد و احتمال قبولیا رو براش جلوی هر رشته ثبت کرده ولی چه درصدی ؟؟

مثلا احتمال قبولی رشته ی پزشکی در دانشگاه تهران و شهید بهشتی = 1 (یک) درصد

خب این یعنی تو مایه های هیچی دیگه !!!!

گذشت و انتخاب رشته کردن و نتایج اومد و مادرآزی جون واسه اینکه حرفی زده باشه گفت دخترم فلان جا ها قبول شده چون راهش دور بود نرفت و …

هدفم از ذکر این خاطره این بود که بگم الان تا وقت داری تلاش کن تا به آرزوت و رشته ی مدنظر یا دانشگاه مدنظرت برسی و بعداً آرزوتو به عنوان قبولیت مطرح نکنی و یه عمری حسرتش بمونه به دلت. جوری درس بخون که حتی اگه نشد بری سمت رشته ای که به قبولی توش اصرار داری با افتخار سرتو بالا بگیری و بگی تلاشمو کردم و وجدانم پیش خودم راحته نشد و مهم نیست حالا یا تو رشته ی دیگه ای تحصیل می کنم (وچه بسا بسیاری از رشته ها که آرزوشو داشتی برات بد بوده باشه و رشته های دیگه که اسمشون رو کاغذ دهن پر کن نیست برات یه آینده ی عالی تر رو رقم بزنه.)و یا باز پشت کنکور می مونم و مجدد تلاش می کنم برای رسیدن به هدفم ولی حداقل به خودم و وجدانم مدیون نیستم و می دونم که سال قبل تمام تلاشم رو از راه درست انجام داده بودم و مثلاً ریاضیاتم رو عمقی خونده بودم و براش دو سه تا کتاب تست زده بودم و هیچ مبحثی از ریاضیات رو حفظ نکرده بودم.

ریاضی حفظی نیست … حل کردنی رو کاغذه … واحد ریاضی خوندن و یادگرفتن خودکار بر ساعته یعنی هر چه تعداد خودکارایی که واسه حل ریاضیات تموم کردی بیشتر بود به مرادت نزدیک تر شدی . کلاً اگه دیدی جوهری که از خودکارات سر حل کردن ریاضی پایین میاد سرعت گرفت باید ذوق بیفته تو دلت که داری ریاضیات رو مفهومی می خونی و درجهتی درست تلاش

Call Now Buttonتماس با استاد سلامیان